چین و عربستان مرکز مشترک آب میسازند؛ گام تازه در حکمرانی و فناوری آب خاورمیانه
مقدمه
چین و عربستان سعودی برای ایجاد یک مرکز مشترک نوآوری در حوزه آب و اکوسیستمهای آبی به توافق رسیدهاند؛ مرکزی که قرار است فراتر از اجرای پروژههای عمرانی، در حوزههایی مانند تولید آب، صرفهجویی، مدیریت رسوب، تربیت نیروی متخصص، تدوین استانداردها، توسعه فناوری و برنامهریزی پروژههای آبی فعالیت کند.
این همکاری میتواند نشانهای از تغییر ماهیت روابط آبی چین و عربستان باشد؛ رابطهای که از اجرای پروژه و صادرات تجهیزات به سمت انتقال دانش، توسعه فناوری، تربیت متخصص و مشارکت بلندمدت در حکمرانی آب حرکت میکند. برای منطقهای که بحران آب، نمکزدایی و امنیت آبی از مسائل راهبردی آن محسوب میشوند، چنین مدلی میتواند اهمیت قابل توجهی داشته باشد.
نکات کلیدی
چین و عربستان برای ایجاد یک مرکز مشترک نوآوری در حوزه اکوسیستم آب به توافق رسیدهاند که قرار است بهعنوان یک پلتفرم تخصصی در سطح ملی عربستان فعالیت کند.
این مرکز سه حوزه اصلی تولید آب، صرفهجویی در آب و مدیریت رسوب را دنبال خواهد کرد و در کنار آن، تربیت نیروی انسانی، تدوین استاندارد، تحقیق و توسعه و اجرای پروژههای نمایشی را دنبال میکند.
عربستان قصد دارد طی دهه آینده بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار در زیرساختهای آب سرمایهگذاری کند و طبق اطلاعات منبع، هدفگذاری شده است که تا سال ۲۰۳۰ حدود ۹۰ درصد نیاز آبی کشور از آب نمکزداییشده تأمین شود.
مصرف برق اندازهگیریشده پروژه نمکزدایی رابغ فاز چهار به ۲.۷۱۲ کیلوواتساعت به ازای هر تن آب رسیده است؛ رقمی که در گزارش بهعنوان رکورد جدیدی در صنعت جهانی نمکزدایی آب دریا معرفی شده است.
همکاری چین و عربستان در حال حرکت از اجرای پروژههای منفرد به سمت ارائه نظاممند فناوری، استاندارد، نیروی انسانی، تحقیق و توسعه و خدمات عملیاتی در صنعت آب است.
مرکز مشترک آب چین و عربستان؛ از پروژه عمرانی تا پلتفرم راهبردی
بر اساس گزارش منتشرشده، وزارت محیطزیست، آب و کشاورزی عربستان سعودی و مرکز کاربرد فناوری مهندسی کنترل آلودگی آب شهری وابسته به وزارت مسکن و توسعه شهری و روستایی چین، مذاکرات تخصصی و عمیقی را درباره ایجاد مرکز مشترک نوآوری انجام دادهاند. این مذاکرات با حضور مقامهای مرتبط با حوزه آب عربستان و یک تیم تخصصی و مدیریتی چینی انجام شده است. طرفین درباره روش ایجاد مرکز، وظایف، کارکردها و ساختار کلی آن به توافق رسیدهاند.
مرکز پیشنهادی قرار است بهعنوان یک پلتفرم تخصصی و اتاق فکر در حوزه اکوسیستم آب در سطح ملی عربستان فعالیت کند. مدیریت مشترک آن بر عهده سازمان آب عربستان و مرکز آب وزارت مسکن و توسعه شهری و روستایی چین خواهد بود. هدف اصلی این ساختار، پشتیبانی فنی و کارشناسی از تصمیمگیریهای آبی و برنامهریزی صنعت آب عربستان عنوان شده است.
این رویکرد از این جهت اهمیت دارد که همکاری دو کشور صرفاً به ساخت تأسیسات محدود نمیشود. مرکز مشترک قرار است ظرفیتهای علمی، مدیریتی و فناورانه را نیز به یکدیگر متصل کند. در چنین مدلی، دانش و تجربه حاصل از پروژهها میتواند در قالب استاندارد، آموزش، تحقیق و توسعه و پروژههای نمایشی در اختیار بخشهای مختلف صنعت آب قرار گیرد.
در این چارچوب، مرکز جدید را میتوان بخشی از روند گستردهتر تحول صنعت آب دانست؛ روندی که در آن داده، فناوری، استاندارد، نیروی انسانی و مدیریت بلندمدت به اندازه ساخت فیزیکی زیرساختها اهمیت پیدا میکنند. این نگاه با روندهای جدیدی که در زمینه فناوری آب و دیجیتالیشدن مدیریت منابع آب مشاهده میشود، همراستا است.
سه محور اصلی مرکز؛ تولید آب، صرفهجویی و مدیریت
گزارش، سه حوزه اصلی فعالیت مرکز را «تولید آب»، «صرفهجویی در آب» و «مدیریت رسوب» معرفی میکند. در کنار این سه محور، مجموعهای از وظایف شامل آموزش نیروی انسانی، تدوین استانداردهای صنعتی، برنامهریزی پروژههای آبی، تحقیق و توسعه فناوریهای کلیدی، اجرای پروژههای نمایشی و توسعه زنجیره صنعت آب نیز برای مرکز در نظر گرفته شده است.
این ساختار نشان میدهد که هدف از تأسیس مرکز صرفاً حل یک مسئله مشخص یا اجرای یک پروژه منفرد نیست. ایجاد ظرفیت داخلی برای توسعه دانش و فناوری آب نیز در دستور کار قرار دارد. عربستان میخواهد با استفاده از ظرفیتهای چین، تجربههای موجود در مدیریت آب، فناوریهای تخصصی و نظام تربیت نیروی انسانی را به بخشی از ساختار توسعه صنعت آب خود تبدیل کند.
این مسئله برای کشوری مانند عربستان که بخش مهمی از امنیت آبی آن به فناوریهای غیرمتعارف مانند نمکزدایی وابسته است، اهمیت ویژهای دارد. توسعه فناوری نمکزدایی بدون توسعه همزمان دانش بهرهبرداری، نگهداری، بهینهسازی انرژی و مدیریت چرخه عمر تجهیزات، نمیتواند به تنهایی یک راهبرد جامع امنیت آبی ایجاد کند.
از سوی دیگر، صرفهجویی در آب نشان میدهد که موضوع همکاری فقط افزایش عرضه نیست. افزایش بهرهوری، کنترل مصرف و استفاده بهتر از منابع موجود نیز بخشی از مدل جدید همکاری چین و عربستان است. این رویکرد با تجربههای جهانی در زمینه مدیریت منابع آب و کاهش تلفات نیز ارتباط مستقیم دارد؛ موضوعی که در گزارش «الگوی جهانی حذف تلفات آب با مشارکت فناوری و صنایع بزرگ» در مرکز بینش آب نیز مورد توجه قرار گرفته است.
حضور شرکتهای چینی در بازار آب عربستان
ایجاد مرکز مشترک در شرایطی مطرح شده که شرکتهای چینی پیش از آن نیز حضور قابل توجهی در بازار آب عربستان پیدا کردهاند. بر اساس گزارش، در ژانویه ۲۰۲۶، یک شرکت مشترک به رهبری United Water موفق شد قرارداد بلندمدت بهرهبرداری از شبکه فاضلاب عربستان را برای بسته دهم به دست آورد. این قرارداد ۹ تصفیهخانه فاضلاب در ۸ شهر و ۴ استان شمال عربستان را پوشش میدهد و ارزش سرمایهگذاری آن حدود ۳۷۸ میلیون یوان اعلام شده است. مدت همکاری نیز ۱۵ سال خواهد بود.
در این گزارش آمده است که سه سال نخست این قرارداد برای تعمیر و نوسازی مستمر در نظر گرفته شده و شرکت پروژه نیز بهطور کامل در اختیار برنده مناقصه خواهد بود. این پروژه بهعنوان نخستین پروژه آبی خاورمیانه معرفی شده که در آن یک شرکت چینی مسئولیت اصلی سرمایهگذاری، تأمین مالی، طراحی و بهرهبرداری را بر عهده گرفته است.
در بخش نمکزدایی نیز شرکتهای چینی عملکرد قابل توجهی داشتهاند. پروژه نمکزدایی آب دریای رابغ فاز چهار که توسط China Power Construction Corporation اجرا شده، در سال ۲۰۲۶ گواهی تحویل مالک را دریافت کرده و وارد مرحله تضمین کیفیت شده است. طبق گزارش، مصرف برق اندازهگیریشده این پروژه تنها ۲.۷۱۲ کیلوواتساعت به ازای هر تن آب بوده است.
همچنین رابغ فاز سوم بهعنوان بزرگترین پروژه تکواحدی نمکزدایی آب دریا به روش اسمز معکوس معرفی شده که ظرفیت تولید روزانه آن ۶۰۰ هزار مترمکعب است. گزارش همچنین به چند پروژه دیگر شرکتهای چینی در عربستان و منطقه خلیج فارس اشاره میکند.
این روند را میتوان در کنار تحولات جدید فناوری نمکزدایی بررسی کرد؛ برای نمونه، موضوع فناوریهای جدید نمکزدایی و کاهش مصرف انرژی در صنعت آبشیرینکن در گزارش فناوریهای نمکزدایی زیر دریا نیز بررسی شده است.
عربستان ۲۰۳۰ و آینده همکاری آبی با چین
چشمانداز توسعه عربستان، بستر اصلی تقویت این همکاری محسوب میشود. طبق گزارش، عربستان سعودی در نظر دارد طی دهه آینده بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار در زیرساختهای آب سرمایهگذاری کند و هدف آن تأمین ۹۰ درصد نیاز آبی کشور از آب نمکزداییشده تا سال ۲۰۳۰ عنوان شده است.
در چنین شرایطی، بازار آب عربستان صرفاً یک بازار تجهیزات نیست. حجم سرمایهگذاری و اهمیت راهبردی آب باعث میشود شرکتها و کشورهایی که در این بازار حضور دارند، به سمت قراردادهای بلندمدت، تحقیق و توسعه مشترک، تربیت نیروی انسانی و ارائه خدمات بهرهبرداری حرکت کنند.
همزمان ظرفیت نمکزدایی شرکت ACWA Power طبق گزارش به ۹.۵ میلیون مترمکعب در روز رسیده و انتظار میرود این ظرفیت تا سال ۲۰۲۷ از ۱۲ میلیون مترمکعب در روز عبور کند. در ژانویه ۲۰۲۶ نیز آزمایشگاه مشترک نوآوری فناوری نمکزدایی آب دریا تیانجین و چین و عربستان قراردادی را با تمرکز بر نمکزدایی کممصرف و فناوری بهرهبرداری و نگهداری هوشمند امضا کرده است.
این تحولات نشان میدهند که نمکزدایی برای عربستان تنها یک فناوری تأمین آب نیست؛ بلکه به یک زنجیره کامل صنعتی شامل انرژی، تجهیزات، داده، نگهداری، هوش مصنوعی، تحقیق و توسعه و نیروی انسانی تبدیل شده است.
از منظر منطقهای، چنین روندی میتواند به افزایش رقابت و همکاری فناورانه در بازار آب خاورمیانه منجر شود. گزارشهایی مانند چهارمین کنفرانس پایداری آب مبتنی بر نوآوری عربستان نیز نشان میدهند که عربستان تلاش میکند خود را به یکی از کانونهای اصلی نوآوری آب در منطقه تبدیل کند.
تحلیل اختصاصی تیم Water Insight Hub – مرکز بینش آب
آنچه در همکاری جدید چین و عربستان اهمیت دارد، صرفاً ایجاد یک مرکز جدید نیست؛ اهمیت اصلی در تغییر مدل همکاری آبی میان دو کشور است. در مدل سنتی، شرکت خارجی یک پروژه را طراحی و اجرا میکند و پس از تحویل، نقش آن تا حد زیادی محدود میشود. اما مدل جدیدی که در این همکاری دیده میشود، فناوری، استاندارد، آموزش، تحقیق و توسعه و بهرهبرداری را در یک زنجیره واحد قرار میدهد. این همان نقطهای است که همکاری آبی از «پروژه» به «سیستم» تبدیل میشود.
برای مدیریت منابع آب، این تغییر بسیار مهم است. بحران آب صرفاً با افزایش ظرفیت تولید آب حل نمیشود. اگر یک کشور همزمان نتواند مصرف، تلفات، کیفیت، انرژی، زیرساخت و نیروی انسانی را مدیریت کند، افزایش عرضه میتواند هزینههای بلندمدت خود را افزایش دهد. مرکز مشترک چین و عربستان دقیقاً از این منظر قابل توجه است؛ زیرا سه محور تولید آب، صرفهجویی و مدیریت رسوب را در کنار آموزش، استانداردسازی و تحقیق و توسعه قرار میدهد. امنیت آبی پایدار، حاصل یک فناوری منفرد نیست؛ نتیجه اتصال فناوری، مدیریت و دانش است.
از منظر فناوری آب، یکی از مهمترین پیامهای این همکاری حرکت به سمت بهرهبرداری هوشمند است. وقتی یک پروژه نمکزدایی با شاخص مصرف انرژی مشخص ارزیابی میشود، موضوع تنها ساخت آبشیرینکن نیست؛ بلکه بهینهسازی فرآیند، کنترل تجهیزات، مدیریت انرژی و نگهداری بلندمدت اهمیت پیدا میکند. در سالهای آینده، هوش مصنوعی میتواند در این نقطه نقش مهمی داشته باشد: پیشبینی خرابی تجهیزات، بهینهسازی مصرف انرژی، کنترل کیفیت آب، تشخیص تغییرات عملکرد غشاها و برنامهریزی تعمیرات از حوزههایی هستند که قابلیت هوشمندسازی دارند. تجربههای مرتبط با مدیریت هوشمند آب و درسهای کره جنوبی برای بحران آب ایران نشان میدهد که اتصال داده و تصمیمگیری میتواند به بخش مهمی از نسل آینده مدیریت منابع آب تبدیل شود.
برای خاورمیانه، اهمیت این مدل حتی بیشتر است. کشورهای منطقه با محدودیت منابع آب شیرین، رشد شهرنشینی، توسعه صنعتی و نیاز فزاینده به زیرساختهای مطمئن مواجهاند. بنابراین رقابت آینده صرفاً بر سر ساخت آبشیرینکنهای بیشتر نخواهد بود؛ رقابت اصلی بر سر تولید آب با انرژی کمتر، مدیریت بهتر شبکه، کاهش تلفات و ایجاد ظرفیت علمی و انسانی داخلی خواهد بود. عربستان با ایجاد مرکز مشترک، تلاش میکند بخشی از این ظرفیت را در داخل کشور تثبیت کند.
برای ایران نیز این تجربه یک پیام مشخص دارد: انتقال تجهیزات بهتنهایی کافی نیست. ایران برای عبور از بحران آب به ترکیبی از فناوری، داده، تربیت متخصص، استانداردهای عملکرد، مدیریت تقاضا و اصلاح تصمیمگیری نیاز دارد. در این زمینه، موضوعاتی مانند اثر دیجیتالسازی بر امنیت آبی جهان و همچنین نشتیابی هوشمند آب با فناوری و هوش مصنوعی میتوانند بهعنوان نمونههایی از مسیرهای فناورانه مورد توجه قرار گیرند.
از سوی دیگر، مدل چین و عربستان نشان میدهد که دیپلماسی فناوری آب میتواند به یک ابزار اقتصادی و راهبردی تبدیل شود. کشوری که فناوری، استاندارد، متخصص و خدمات بهرهبرداری ارائه میکند، صرفاً پیمانکار یک پروژه نیست؛ بلکه در زنجیره تصمیمگیری و توسعه صنعتی کشور میزبان نیز حضور پیدا میکند. این مسئله برای ایران و سایر کشورهای خاورمیانه اهمیت دارد، زیرا بازار آینده آب به احتمال زیاد به سمت قراردادهای بلندمدت، تحقیق و توسعه مشترک و بومیسازی فناوری حرکت خواهد کرد.
در نهایت، مرکز مشترک چین و عربستان را باید بخشی از روند بزرگتر بازتعریف صنعت آب در خاورمیانه دانست. آینده صنعت آب فقط در ساخت تأسیسات جدید خلاصه نمیشود؛ آینده متعلق به کشورهایی است که بتوانند دانش، فناوری، داده، سرمایه و نیروی انسانی را در یک نظام واحد مدیریت کنند. اگر این مرکز بتواند از مرحله تفاهم و طراحی به تولید دانش، استانداردهای عملیاتی، پروژههای نمایشی و تربیت متخصص برسد، میتواند الگویی فراتر از روابط دوجانبه چین و عربستان ایجاد کند و بر بازار آب خلیج فارس، خاورمیانه و شمال آفریقا اثر بگذارد.
از منظر مرکز بینش آب، مهمترین درس این تحول آن است که امنیت آبی آینده باید همزمان از سه مسیر دنبال شود: افزایش بهرهوری، توسعه فناوری و ارتقای کیفیت حکمرانی. هیچیک از این سه مسیر بهتنهایی کافی نیست. تجربه عربستان نشان میدهد کشوری که با محدودیت طبیعی آب مواجه است، ناچار است فناوری را با سرمایهگذاری، برنامهریزی و توسعه ظرفیت انسانی پیوند دهد. برای کشورهای خشک منطقه، این مدل میتواند یکی از مهمترین مسیرهای کاهش آسیبپذیری در برابر بحران آب باشد.