سقوط رکورد ذخایر سدهای رودخانه کلرادو و اولتیماتوم دولت ترامپ؛ بنبست تاریخی در حکمرانی آب غرب آمریکا
مقدمه
بحران بیسابقه مدیریت منابع آب در غرب ایالات متحده آمریکا به نقطه بحرانی رسیده است؛ جایی که اختلافنظرهای شدید میان ایالتهای ذینفع، روند تصمیمگیری را کاملاً متوقف کرده و ذخایر دو سد بزرگ این کشور به پایینترین حد تاریخی خود تنزل یافتهاند. سقوط آزاد تراز آب در سدهای «مید» و «پاول» بر روی رودخانه کلرادو، خطری بالقوه برای تامین آب آشامیدنی، کشاورزی و حتی تولید انرژی برقآبی ده میلیونها شهروند آمریکایی ایجاد کرده است. در این شرایط بحرانی، عدم توافق ایالتها سبب شده تا دولت ترامپ مداخله کرده و تهدید به اعمال افت شدید و یکجانبه سهمیهها کند؛ اقدامی که میتواند معادلات اقتصادی و زیستمحیطی منطقه را کاملاً دگرگون سازد.
ذخایر دو سد بزرگ آمریکا، یعنی دریاچه مید و دریاچه پاول روی رودخانه کلرادو، به پایینترین میزان ثبتشده در تاریخ خود یعنی کمتر از ۳۰ درصد ظرفیت رسیدهاند.
اختلافنظر عمیقی میان ایالتهای حوضه بالادست (کلرادو، وایومینگ، یوتا و نیومکزیکو) و ایالتهای حوضه پاییندست (کالیفرنیا، آریزونا و نوادا) بر سر میزان کاهش مصرف وجود دارد.
ایالتهای حوضه پاییندست پیشنهاد کاهش ۱.۶ میلیون آکر-فوت (حدود ۵۰۰ میلیارد گالن) مصرف در سال را دادهاند، اما مقامات فدرال در حال بررسی کاهشهایی تا دو برابر این مقدار هستند.
در صورت افت ۳۳ فوتی دیگر در تراز آب دریاچه پاول، نیروگاه برقآبی سد از تراز خارج شده و امکان عبور آب به بخشهای پایینی رودخانه کلرادو سلب میشود.
بحران رو به تعمیق آب در غرب ایالات متحده به یک بنبست کاملاً جدی رسیده است؛ زیرا اختلافنظر میان ایالتهای متأثر، پیشرفت در مذاکرات را متوقف کرده و چاه راهکارهای بالقوه نیز در حال خشک شدن است.
دو سد بزرگ این کشور — یعنی دریاچه مید (Lake Mead) و دریاچه پاول (Lake Powell) روی رودخانه کلرادو — به پایینترین سطح ثبتشده در تاریخ خود سقوط کردهاند. این یک لحظه سرنوشتساز و بزنگاه حسابرسی در غرب بحرانزده از خشکسالی است؛ چراکه هفت ایالت نمیتوانند بر سر نحوه تقسیم منابع آبی که به سرعت در حال کاهش است، به توافق برسند.
رودخانه کلرادو شریان حیاتی منطقه است و خط فاصلهای است که ایالتهای حوضه بالادست شامل کلرادو، وایومینگ، یوتا و نیومکزیکو را از ایالتهای حوضه پاییندست شامل کالیفرنیا، آریزونا و نوادا جدا میکند.
کِلی شانون مکنیل، مدیرعامل سازمان LA Waterkeeper که به عنوان یک نهاد دیدهبان آب فعالیت میکند، به شبکه CBS News گفت که کالیفرنیا و سایر ایالتهای حوضه پاییندست از سال ۲۰۱۵ مصرف خود از رودخانه کلرادو را نزدیک به ۲۰ درصد کاهش دادهاند. اما مکنیل اشاره کرد که ایالتهای حوضه بالادست «در جهت عکس حرکت کردهاند.»
مکنیل گفت: «تنها در سال گذشته، آنها مصرف خود را نسبت به دوره مشابه افزایش دادهاند و میگویند توان مالی و شرایط تحمل کاهش سهمیه را ندارند. بنابراین، این موضوع واقعاً درباره اراده سیاسی است.»
پس از سالها مذاکرات ناموفق میان ایالتها، اکنون دولت ترامپ آماده است تا کاهشهای گسترده و شدیدی را بر دستاندرکاران تحمیل کند.
کالیفرنیا، آریزونا و نوادا پیشنهاد دادهاند که برای دو سال آینده، مصرف خود را سالانه حدود ۱.۶ میلیون آکر-فوت (معادل تقریباً ۵۰۰ میلیارد گالن) کاهش دهند.
با این حال، مقامات فدرال که جریان توزیع آب را در دست دارند، در حال بررسی کاهشهایی با حجم نزدیک به دو برابر این میزان هستند. این کاهشهای عمده به احتمال زیاد به معنای هزینههای بالاتر برای شهرهایی خواهد بود که به دنبال تأمین آب هستند، محدودیتی سختتر برای مصرف آب در فضای سبز و تغییرات چشمگیر برای کشاورزانی که بخش اعظم سهمیه رودخانه را مصرف میکنند.
مکنیل گفت: «من از مردم ساکن در این ایالتها میخواهم که با نمایندگان منتخب خود و مذاکرهکنندگان پای میز مذاکره تماس بگیرند و جداً از آنها بخواهند که… به توافقی دست یابند». گرمایش اقلیم منجر به کاهش پوشش برفی و کاهش ذوب برف شده است که هر بهار رودخانه را تغذیه میکرد. رشد جمعیت در این منطقه نیز بحران را تشدید کرده است.
اگر آب دریاچه پاول فقط ۳۳ فوت دیگر افت کند، این سد دیگر به تراز لازم برای تولید انرژی برقآبی نخواهد رسید؛ بدین معنا که آب دیگر نمیتواند از طریق توربینهای سد به رودخانه کلرادو منتقل شود.
و با توجه به اینکه هر دو دریاچه مید و پاول با ظرفیتی کمتر از ۳۰ درصد پر هستند، ساکنان منطقه نمیتوانند اتلاف وقت توسط تصمیمگیرندگان را تحمل کنند.
تحلیل اختصاصی تیم Water Insight Hub – مرکز بینش آب
بحران کنونی در حوضه رودخانه کلرادو نشاندهنده یک نقطه عطف تاریخی در شکنندگی ساختارهای سنتی تخصیص آب تحت شرایط تغییرات اقلیمی شدید است. آنچه در غرب آمریکا رخ میدهد، صرفاً یک خشکسالی منطقهای نیست، بلکه نمونهای بارز از گسست در توافقنامههای حقوقی قرن بیستمی است که بر اساس فرضیات اقلیمی نادرست و نادرستیِ برآورد آوردِ طبیعی رودخانهها بنا شده بودند. طبق تحلیلهای صورت گرفته در بازار آب از نگاه حقوقی در کلرادو، ناکارآمدی دیپلماسی داخلی میان ایالتها نشان میدهد که متغیرهایی مانند رشد جمعیت و افت ذوب برفهای کوهستانی، تمامی مدلهای پیشبینی سنتی را بیاعتبار ساخته است.
پیامد جهانی این رویداد گواهی بر این حقیقت است که هیچ نقطهای از جهان، حتی توسعهیافتهترین مناطق اقتصادی با زیرساختهای عظیم مهندسی، از پیامدهای خطرات سازگاری اقلیمی در امان نیستند. مشابه آنچه در هشدار گاردین: ذخایر آب اروپا هم در حال خشک شدن است مشاهده شد، فروپاشی امنیت آبی در پهنههای وسیعی از نیمکره شمالی در حال تبدیل شدن به یک ترم جدید است. هنگامی که دو سد استراتژیک ماننده مید و پاول به زیر ۳۰ درصد ظرفیت میرسند، زنجیره تأمین مواد غذایی جهانی و بازارهای انرژی وابسته به برقآبی دچار شوکهای غیرقابل بازگشتی میشوند که تبعات آن فراتر از مرزهای ایالات متحده امتداد مییابد.
در حوزه مدیریت منابع آب و پیوند آن با ابزارهای نوین، مشخص است که اتکای صرف به کاهش سختگیرانه سهمیهها بدون بهرهگیری از فناوری آب پاسخگوی نیازهای مدرن نخواهد بود. ابزارهایی همچون فناوریهای پیشرفته نشتیابی، سامانههای بازچرخانی فاضلاب شهری و بهینهسازی مصرف در بخش کشاورزی باید جایگزین دیپلماسی انفعالی شوند. امروزه رویکردهای نوین مانند انقلاب نشتیابی ماهوارهای در مدیریت منابع آب به ابزارهایی حیاتی برای جلوگیری از هدررفت قطرهقطره منابع تبدیل شدهاند تا فشار بر روی آوردِ طبیعی سدها کاهش یابد.
نقش هوش مصنوعی و مدلسازیهای پیشبینانه در این میان کلیدی است. بدون ادغام ابزارهای دیجیتال، پیشبینی دقیق میزان آبگذری حوضهها و تعادلبخشی به مصارف امکانپذیر نیست. الگوریتمهای هوش مصنوعی میتوانند با تحلیل دادههای ماهوارهای پوشش برف، رطوبت خاک و الگوهای مصرف شهری، سناریوهای بهینهای برای رهاسازی آب ارائه دهند تا از رخ دادن سناریوهای نهایی نظیر «تراز مرده سدها» جلوگیری شود. ابزارهایی که در از دستیار متنی تا کارگزار مستقل؛ هوش مصنوعی چگونه صنعت آب را دگرگون میکند؟ بررسی شدهاند، ابزاری اساسی برای عبور از بنبستهای حکمرانی آبی ناشی از خطای انسانی به شمار میروند.
برای ایران که خود با یکی از شدیدترین بحرانهای منابع آب و فرونشست زمین در جهان دستوپنجه نرم میکند، دروس حوضه کلرادو بسیار حیاتی است. تقابل ایالتی بر سر رودخانه کلرادو شباهتهای ساختاری انکارناپذیری با مناقشات بینحوضهای و بیناستانی آب در فلات مرکزی ایران دارد. ناتوانی در دستیابی به توافق سیاسی و اتکای مداوم به راهکارهای کوتاهمدت، دقیقاً همان متغیری است که در تقابل روایتها در بحران آب ایران؛ تغییر اقلیم یا سوءمدیریت در حکمرانی آب؟ مورد اشاره قرار گرفته است. ایران باید پیش از رسیدن سدهای کلیدی به تراز مرده و نابودی کامل آبخوانها، اصلاحات بنیادی در حکمرانی آب، اصلاح الگوی کشت و پذیرش باز باز تخصیصِ مبتنی بر دادههای واقعی اقلیمی را در اولویت ملی قرار دهد.